گروه آموزش ابتدايي دانشگاه آزاد فيروزآباد ورودي مهر90 تعامل ،همفكري و ارتباط بچه هاي آموزش ابتدايي و ساير رشته ها آخرین مطالب
سه شنبه 9 خرداد 1391برچسب:, :: 10:16 :: نويسنده : ابوالفضل مرتضوي
بازيگر دوباره بايد بروم روي صحنه . ديشب نخوابيده بودم و اصلا آمادگي نداشتم .تمام جمله ها و كلمه هاي جر و بحث ديشب در سرم به چپ و راست مي رفت .سرم سنگين بود و چشمانم خسته. حالا اينجا ايستاده ام وبدون تمرين و تمركزبايد بروم روي صحنه و تماشا گران نبايد بفهمند كه من ديشب پلك بر هم نگذاشته ام . چند نفس عميق كشيدم و چشمانم را بستم و چشمان تيز بين تماشاگران را تصور كردم كه آرام آرام به من نزديك شده اند و در چشمان من زل زده اند . وقتي روي صحنه مي ايستادم و به چشمانشان نگاه مي كردم ، احساس مي كردم كه در يك قدمي من ايستاده اند و كوچكترين حركت من از چشمان هميشه بازشان پنهان نمي ماند . چشمانم را باز كردم و تمام سنگيني ديروز را از روي دوشم برداشتم و گذاشتم همان جا پشت صحنه .وقتي بازي مي كردم ، از نگاه مشتاقشان به شوق مي آمدم . گاهي فكر مي كردم آن نقش حقيقت وجود من است و خارج از آن صحنه ، حقيقتي وجود ندارد . اين افكار مرا آماده كرد . نفس عميق ديگري كشيدم . ديشب را فراموش كردم و با تمام صورت خنديدم و وارد كلاس شدم . خانم اعظم لاريجاني .....مجله رشد آموزش ابتدايي4 نظرات شما عزیزان: پيوندها
|
|||
![]() |